این ها بخش هایی از صحبت های "حاج حسین یکتا"ست تو یادمان راهیان نور،خیلی سعی کردم خلاصه تر شون کنم اما به خاطر همون قسمت هایی هم که حذف کردم عذاب وجدان گرفتم ،
آخه حیف بودن!
- کشتی شهدا نخش، سیمش و طنابش به کشتی حسین وصله ! سوار شدی پیاده نشی ها ...!غرق میشی...!خفه میشی...!غرق میشین ،خفه میشین بچه ها..... !
- شهدا وقتی امام گفت جنگه همه رفتن جنگ ،امام وقتی گفت جنگه هر کی شیر پسر بود،شیر مرد بود بلند شد رفت جنگ ...! امروز هم جنگ نرم شروع شده کی اهل جنگه ؟!!!
- سی ویک شهریور جنگ شد ، همه جبهه نرفتن...!همه هم فهمیدن جنگ شده ،همه فهمیدن جنگ شده ، اما همه جبهه نرفتن !به خدا اگه همه جبهه رفته بودن جنگه این قدر طول نمی کشید . جنگه شاید سروتهش به این شکل به ظاهر دنیوی تموم نمی شد . هرچند خدا قشنگ درستش کرد و آبروی امام رو حفظ کرد.
-رفقا! همه ی اون هایی که جبهه رفتن که درصد کمی از جمعیت ایران بودن همه شهید کاوه و زین الدین و همت و.... نشدند ها...! و بعد همه ی اون هایی که جبهه بودن آروم آروم که وارد جبهه شدن جبهه براشون عادی شد . امام گفت جنگ در راس اموره .اما بعضیا نیومدن بعضیامرخصی رفتن ،بعضیا گفتن حالا این ترم رو بخونیم آخر ترم می یایم،مسئله ازدواج حل بشه بعدش می ریم بذار درسه تموم شه بعدش می ریم هی امام گفت جنگ در راس اموره !همه گفتند سید چه حرف های قشنگی می زنه ! چهار ماه قبل از تموم شدن جنگ امام گفت :" ای احرار، ای آزادگان به پاخیزید امروز اینها می خواهند بیایند و ما را زیر چکمه هایشان خرد کنند و ما آخ هم نگوییم"بازهم گفتیم سید چقدر عاشورایی حرف می زنه ! چقدر سید غیرتیه ! از اون ور ، جبهه چه خبر بود ؟؟هبچ کس نبود . اگه بود کم بود . اگه بود
خیلی ضعیف بود.
ما این جورییم دیگه ، حس نمی کنیم. بعد امام احساس کرد نفهمیدیم ،جام زهر رو خورد و مرد رفـــــــــــــت ،خلاص.
-در جمهوری اسلامی ایران تنها یک نفر می تونه اعلام جنگ کنه اونم فرماندهی معظم کل قواست.
یک بار سی ویک شهریور اعلام شد یک بار هم این دفعه آقا اعلام جنگ نرم کردن.
آقا گفت شبیخون نگاش کردیم .آقا گفت تهاجم نگاش کردیم آقا گفت ناتوی فرهنگی گفتیم قربون
سید بریم،چقیه هم خودش انداخته .همین جور خواب بودیم ، خواب بودیم تا یه مرتبه آقا اعلام کرد
"جنگ همه جانبه ی نرم شروع شده و افسران جوان این جنگ دانشجویان هستند ."میدون جنگ دانشگاهه ،آقا اعلام جنگ کرده!
شهید چمران چی گفت؟ ! گفت" وقتی شیپور جنگ نواخته می شه مرد از نامرد تشخیص داده
می شه پس ای شیپور چی بنواز! "
آوا نواخته می شه اما آیا امروز هم همه می یان جبهه؟!!! افسر یعنی چی ؟!!!فرمانده گروهان
یعنی افسر !حد اقل به رسم جنگ ما هفتاد ودو نفر اعضای یک گروهانند.
-هی میگیم قربون شهید همت بریم قربون موهای خاکی کاوه بشیم .و..
رفقای غروب شلمچه ای! کسی از تو ، تو اردوگاه رفتن عراق نخواسته
که ،کسی از تو کتک خوردن از افسر عراقی نخواسته که،کسی ازتو له
شدن زیر چرخ تانک مثل علم الهدی نخواسته کسی از تو مفقود شدن
نخواسته...از تو آقا بودن وخانم بودن خواستن .از تو به هوش بودن و به
کوش بودن خواستن! هی دور شهیدا چرخیدن وقربون صدقه ی شهیدا
رفتن و عکس شهدا رو به در و دیوار زدن خوبه ولی جنگ ، الان جنگه
که شروع شده...!!!
- جنگ ما نوع کردستانه،از نوع خوزستان نیست از نوع کردستانه که از
روبه رو دارن عقول و قلوب بچه های ما رومی زنن! نمی زنن؟! افکار یقین
دار تبدیل به شک نشد؟!دل های حب دارتبدیل به بغض نشد؟!شددیگه...!
تو این قصه غصه ها.......................
بچه ها این وسط افتادن دارن جون میدن !جون نمیدن؟!!!نباید دستشون
روبگیریم ؟از اون ور ، هم تو کردستان باید مراقب جبهه ی رو به رو باشی
که داره بچه ها رو می زنه هم این که مواظب باشی از پشت سر به کمین
کمله دموکرات نخوری، خودی هامون هم یهو کم می یارن ...!!!
رفقا جنگ شروع شده ...جا می مونید... جا می مونیم ها ا..........!
-شهدا راست گفتن به خدا .رفقا راست بگیم ،ما آقاییم ، راست بگیم
پا دین خداییم . راست گفتن تو عمل باید معلوم بشه ، جنگ شروع
شده ها...!
-رفقا دست به دست هم بدیم و مراقب هم باشیم هر چی ما به بالای
قله ی ظهور نزدیک می شیم هوا داره رقیق تر میشه ها...به شش هر
کسی نمی سازه ها...جا می مونی ها !جا می مونیم ها!